

برای گرفتن امضا چند از نزدیکان آقای منتظری به خدمت آيت الله سید رضا بهاء الديني رسيدند اماايشان امضا
نكردند ....
شهادت در رکاب خمینی زیباست اما دفاع از ولی فقیه حاضر از آن هم زیبا تر است.
خون دادن در راه خمینی زیباست اما خون دل خوردن برای خامنه ای از آن هم زیبا تر است...
"شهید آوینی"
سالروز حماسه ی نه دی تهنیت....
التماس دعا
مقام معظم رهبری: مطمئن باشید که روز نهم دی هم در تاریخ ماند؛ این هم یک روز متمایزی شد.
مقام معظم رهبری: بزرگ ترین ثروت برای یک نظام همین است که مردم پشت سرش باشند. نهم دی، سالروز بیعت امت با ولایت مبارک باد.
مقام معظم رهبری: حرکت عظیم نهم دی ماه حجت را بر همه تمام کرد. مسئولین قوه مجریه، مسئولین قوه مقننه، مسئولین قوه قضائیه، دستگاه های گوناگون، همه می دانند که مردم در صحنه اند و چه می خواهند.
مقام معظم رهبری: بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر از حسین برید همان جانباز صفین است که تا مرز شهادت پیش رفت . نهم دی ماه ، روز بصیرت و میثاق امت با ولایت گرامی باد.
بقیه در ادامه ی مطلب...
هوا آشفته بود و شهر مجنون
زمین سر در گریبان، چشم پر خون
حماسه میخروشید از گلوشان
ز رگها خون غیرت سخت جوشان
که عاشورا کسی رقصیده؟ او کیست؟
چه کس با شاه دین جنگیده؟ کوفیست؟!
از این غم شهر گویا پر ز شیر است
دی از گرمای این دلها چو تیر است

هویت زن مسلمان را به او برگردانید
نقش زن از دیدگاه اسلام را برجسته كنید
حضورتان را در صفوف مقدم انقلاب تقویت كنید
متوجه توطئه آمریكا و صهیونیسم باشید
حضور همراه با ایمان و انگیزه خود را حفظ كنید
به چند روز گفتگو اكتفا نكنید

مجاهدت
اقتصادى مردم اين است كه بروند سراغ كالاى ساخت داخل. پولى را كه در اين
كشور به دست مىآوريم، ميريزيم توى جيب يك كارگر خارجى، به زيان يك كارگر
داخلى. اين معنايش اين است كه ما به نياز داخل، به كارگر داخل كه دارد زحمت
ميكشد و جنس توليد ميكند، بىاعتنائى ميكنيم، ميرويم سراغ كارگر خارجى.
اين خيلى عادت بدى است. ۱۳۹۰/۰۲/۰۷

آری!
وقتی خواصِ طرفدارِ حق، يا اكثريت قاطعشان، در يك جامعه، چنان تغيير ماهيت
میدهند كه فقط دنيای خودشان برايشان اهميت پيدا میكند؛ وقتی از ترس جان،
از ترس تحليل و تقليل مال، از ترس حذف مقام و پست، از ترس منفور شدن و از
ترس تنها ماندن، حاضر میشوند حاكميت باطل را قبول كنند و در مقابل باطل
نمیايستند و از حق طرفداری نمیكنند و جانشان را به خطر نمیاندازند؛ آن
گاه در جهان اسلام فاجعه با شهادت حسينبنعلی عليهالسّلام - با آن وضع -
آغاز میشود! 1375/3/20

آن
چهرهى مظلوم بىصداى سربهزیرِ منفعلى كه از امام سجاد درست كردند به كلى
برخلاف واقع است؛ چهرهى حقیقى امام سجاد علیهالسّلام چهرهى یك مبارزِ
قهرمانِ خستگىناپذیرِ آشتىناپذیرِ پیگیرى است، كه با تدبیر تمام، با دقت
كامل راهها را مىشناسد و انتخاب مىكند و به سمت هدفها این راهها را
مىپیماید، خودش خسته نمىشود و دشمن را خسته مىكند؛ و بالاخره دشمن وقتى
هیچ كار دیگری نتوانست بكند، آن حضرت را مسموم كرد و این امام بزرگوار بعد
از یك عمر پربركت و پرمبارزه به رضوان الهى پرواز كرد. این خلاصهى زندگى
امام سجاد است. خطبههای نمازجمعه تهران ۱۳۶۵/۷/۴
ولايت فقيه مهمترين رکن نظام جمهوري اسلامي است و مطابق اصل پنجم قانون اساسي
« در زمان غيبت حضرت ولي عصر «عجل الله تعالي فرجه» در جمهور ي اسلام ي ايران، ولايت امر و امامت امت بر عهده فقيه عادل و با تقو ي، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر است . » ،
اين اصل حقوقي برگردان قانوني مباني اعتقادي نظام است كه در مقدمه و نيز اصول كلي قانون اساسي بر آن ها تأكيد شده است. جهت تحقق ولايت امر و به منظور حضور و نظارت فعال رهبري بر كليه اركان نظام، اصل پنجاه و هفتم قانون اساسي، قواي حاكم در جمهوري اسلامي ايران را « زير نظر ولايت مطلقه امر و امامت امت» قرار داده است تا با نظارت عاليه رهبري بر قواي سه گانه، پشتوانه اسلامي نظام و مشروعيت الهي رژيم سياسي تأمين گردد. بر اين اساس هدايت و نظارت بر مجموعه نظام از اساسي ترين وظايف و اختيارات قانوني ولي فقيه است.[1] از سو ي ديگر ولي فقيه به عنوان رئيس دولت ـ كشور، اختيارات و وظايفي هم به منظور اعمال مستقيم قدرت دارد كه در اصول متعدد قانون اساسي بيان شده ؛ از جمله اصل يكصد و دهم قانون اساسي حداقل به11مورد از مصاديق اين اختيارات اشاره نموده است:
وظايف و اختيارات رهبر:
1. تعيين سياستها ي كل ي نظام جمهور ي اسلام ي ايران پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام.
2. نظارت بر حسن اجرا ي سياستهاي كلي نظام.
3 . فرمان همه پرسي.
4 . فرماندهي كل نيروهاي مسلح.
5 . اعلام جنگ و صلح و بسيج نيروها.
6 . نصب و عزل و قبول استعفاي:
1-6. فقها ي شورا ي نگهبان.
2-6. عاليترين مقام قوه قضائيه.
3-6. رئيس سازمان صدا و سيما ي جمهور ي اسلام ي ايران.
4-6. رئيس ستاد مشترك
5-6. فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي.
6-6.فرماندهان عالي نيروهاي نظامي و انتظامي.
7. حل اختلاف و تنظيم روابط قواي سه گانه.
8 . حل معضلات نظام كه از طرق عادي قابل حل نيست، از طريق مجمع تشخيص مصلحت نظام.
9 . امضاي حكم رياست جمهوري پس از انتخاب مردم ـ صلاحيت داوطلبان رياست جمهوري از جهت دارا بودن شرايطي كه در اين قانون ميآيد، بايد قبل از انتخابات به تأييد شوراي نگهبان و در دوره اول به تأييد رهبري برسد.
10 . عزل رئيس جمهور با در نظر گرفتن مصالح كشور پس از حكم ديوان عالي كشور به تخلف وي از وظايف قانوني، يا رأي مجلس شوراي اسلامي به عدم كفايت وي بر اساس اصل هشتاد و نهم.
افزون بر اصل فوق ، اصول پنجم و پنجاه و هفتم قانون اساسي با پذيرش ولايت مطلقه فقيه ، به تبيين حوزه اختيارات حکومتي ولي فقيه پرداخته است . تبيين و تحليل اين موضوع ، به دو شيوه ممكن است :
يکم . رجوع به منابع و متون اسلامي و آراي حضرت امام(ره) و انديشمندان اسلامي؛
با مراجعه به منابع اسلامي و نظرات اکثر فقهاء و انديشمندان اسلامي مشخص مي شود که از نظر اختيارات حكومتي، فرقي بين پيامبر (ص) ،امام (ع) و ولي فقيه نيست؛ زيرا مقصود از اختيارات حكومتي، مسائل لازم اجتماعي است كه بدون آنها، حكومت قدرت كافي براي پيشبرد اهداف خود؛ يعني، تأمين سعادت و مصالح جامعه را ندارد.
امام خميني(ره) در اين باره ميفرمايد : « اين توهم كه اختيارات حكومتي رسول اكرم(ص) بيشتر از حضرت امير(ع) بود، يا اختيارات حكومتي حضرت امير(ع) بيش از فقيه است، باطل و غلط است. البته فضايل حضرت رسول اكرم(ص) بيش از همه عالم است و بعد از ايشان فضايل حضرت امير(ع) از همه بيشتر است؛ ليكن زيادي فضايل معنوي اختيارات حكومتي را افزايش نميدهد. همان اختيارات و ولايتي كه حضرت رسول و ديگر ائمه(ع) در تدارك و بسيج سپاه، تعيين ولايت و استانداران، گرفتن ماليات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختيارات را براي حكومت فعلي قرار داده است؛ منتها شخص معيني نيست، روي عنوانِ «عالم عادل» است.»[3]
از اختيارات حكومتي ياد شده، به «ولايت مطلقه» تعبير ميشود كه به اختصار به توضيح آن ميپردازيم:
کلمه «مطلق» يا «مطلقه» در لغت به معناي آزادي، رهايي و ارسال در برابر «مشروط» و يا در برابر «نسبي» است.1. يكي از معاني «ولايت مطلقه فقيه» اين است كه حوزه اختيارات فقيه محدود و مقيد به عرصه خاصي مانند امر قضاوت و امور حسبه نيست؛ بلكه شامل همه امور اجتماعي ميشود و در واقع رهبري سياسي و اجتماعي را در بر ميگيرد. در اين معنا «ولايت مطلقه» همان معنايي را دارد كه امروزه از «ولايت فقيه» فهميده ميشود و افزوده شدن كلمه «مطلقه» چيزي بر آن نميافزايد؛ بلكه صرفاً نقش توضيحي و تأكيدي دارد.
2. معناي ديگر، آن است كه اگر «مصالح اهم اجتماعي» مسلمانان، با يكي از احكام اوليه شرعي -كه از نظر اهميت در رتبه پايينتري قرار دارد در تزاحم قرار گيرد، ولي فقيه -كه موظف به حفظ مصالح عالي جامعه اسلامي است با جهت حفظ مصالح اهمّ آن، ميتواند؛ بلكه بايد به طور موقّت آن حكم شرعي اولي را تعطيل كند و مصالح اهم جامعه را بر آن مقدم بدارد. به عنوان مثال در فقه اسلامي، تخريب مسجد حرام است؛ اكنون اگر به تخريب مسجدي جهت خيابانكشي حاجت افتاد، چه بايد كرد؟ ديدگاه مخالف ولايت مطلقه بر آن است كه صرف مصلحت اهمّ اجتماعي، مجوّز تخريب مسجد و امثال آن نيست و تا زماني كه كار به ضرورت نرسد، نميتوان به آن دست زد؛ ليكن براساس نظريه «ولايت مطلقه» لازم نيست حكومت اسلامي آن قدر صبر كند كه براي جامعه، مشكلات زيادي فراهم شود و كارد به استخوان برسد تا آن گاه از سر ناچاري و براي خروج از بنبست و انفجار اجتماعي، مسجد را تخريب كند. در غير اين صورت هميشه از قافله تمدن عقب خواهيم ماند و در مشكلات دست و پا خواهيم زد و شارع مقدس به چنين چيزي راضي نيست. براساس اين معنا روشن ميشود كه:
ولايت مطلقه فقيه از قواعد رافع تزاحم است؛ يعني، مطلق بودن ولايت، گرهگشا در تزاحم احكام اوليه و مصالح اهمّ اجتماعي موقت است.
1. دلخواهانه و بدون رعايت مصالح جامعه اقدامي كند.
2. مصلحت مورد نظر در اينجا مصالح امت است؛ نه مصلحت شخص ولي فقيه.
نگاهي به مشروح مذاكرات شوراي بازنگري قانون اساسي، اين نكته را آشكار ميسازد كه منظور از «ولايت مطلقه فقيه» در قانون اساسي، درست همان معنايي است كه حضرت امام(ره) و فقهاي شيعه، با استناد به منابع و متون اسلامي و ادله عقلي و نقلي بيان كردهاند؛ نه به معناي «مطلقه» در اصطلاح علوم سياسي. در اينجا به عنوان نمونه به گفتههاي تعدادي از اعضاي شوراي بازنگري قانون اساسي اكتفا ميشود.
1. آيت الله خامنه اي: «من به ياد همه دوستاني كه در جريانهاي اجرايي كشور بودند، ميآورم كه آن چيزي كه گره هاي كور اين نظام را گشوده همين «ولايت مطلقه امر» بوده و نه چيز ديگر... اگر مسأله ولايت مطلقه امر -كه مبنا و قاعده اين نظام است ذرهاي خدشهدار شود؛ ما باز گره كور خواهيم داشت... آنجايي كه اين سيستم با ضرورتها برخورد ميكند و كارآيي ندارد، آن وقت ولايت مطلقه از بالا سر وارد ميشود [و] گره را باز ميكند».[4]
2. آيت الله مشكيني: «ما معتقديم كه بلا اشكال، فقيه ولايت مطلقه دارد. ما ميگوييم در قانونتان يك عبارتي را بياوريد كه بر اين معنا اشاره بشود...».[5]
3. يكي ديگر از خبرگان: «... دايره ولايت فقيه عين همان محدوده اختياراتي است كه پيامبر(ص) و ائمه معصومين داشتند...».[6]
بدين ترتيب قانونگذار، دقيقاً با عنايت به همان معناي ولايت مطلقه فقيه -كه برگرفته از متون اسلامي است به قصد تفهيم اختيارات وسيعتر مقام رهبري نسبت به موارد مذكور در اصل 110 اقدام به ذكر اين عبارت (ولايت مطلقهفقيه) در اصل 57 نموده است.
آيت الله مشكيني در يكي از جلسات شوراي بازنگري قانون اساسي اعلام كرد: «پيشنهاد ميكنم يك چيز ديگري در اينجا (اصل 110) بايد اضافه بشود و آن اين است كه همه وظايف فقيه واجد شرايط را اينجا شما استقصا نكردهايد...».[7]
در نتيجه «ولي فقيه» به عنوان عاليترين مقام حكومتي، ضمن آنكه در برابر قانون با آحاد ملت يكسان است و داراي هيچ گونه امتياز شخصي و برتري ذاتي نيست؛ در عين حال داراي اختيارات فرا دستوري است. احكام فرادستوري، قواعد و مقرراتي است كه حاكم بر ساير اصول قانون اساسي و قوانين و مقررات ديگر است؛ مثل برتري احكام شريعت مقدس اسلام بر ساير قوانين و مقررات.
همچنين ولي فقيه در مسائلي كه حل آنها از طرق قانون مصوب ممكن نباشد و راهحلي در قانون براي آن پيشبيني نشده باشد، با استفاده از «ولايت مطلقه خود» به حل آنها ميپردازد.[8]
اين اختيارات همراه با گستره وسيع نظارت رهبري بر قواي حاكم ، نمايانگر اراده قانون گذار در جهت اعتلاي اقتدار مقام ولايت امر و تسلط و اشراف امام گونه او بر كليه اركان نظام اسلامي است. اما با اين حال داشتن چنين اختياراتي مشروط و مقيد است چنانکه در اصل 111 قانون اساسي آمده است : « هر گاه رهبر از انجام وظايف قانون ي خود ناتوان شود. يا فاقد يكي از شرايط مذكور در اصول پنجم و يكصد و نهم گردد، يا معلوم شود از آغاز فاقد بعضي از شرايط بوده است، از مقام خود بر كنار خواهد شد. »
منبع:جوان آنلاین
يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!

2-شرط اصلی فعالیت درست شما در این جبهه ی جنگ نرم ، یکی اش نگاه خوشبینانه وامیدوارانه است...
3-خط اغفال به خصوص خواص و نخبگان از تاثیر دشمن ، یکی از خطوط القائی و تبلیغاتی دشمن است...
4-در میدان تنظیم شده ی از سوی دشمن بازی نکنید.... چون چه ببرید ، چه ببازید ، به نفع اوست...
5-امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن است...
6-در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود...
7-جنگ نرم، صحنه رویارویی دروغ های بزرگ باواقعیت های تردیدناپذیراست...
8-دراین جنگ نرم،کافی است هواداران جبهه حق بیدارباشندو بیکار ننشینند چراکه زبان حق همیشه مؤثرتراز زبان باطل است...
9-فرهنگ یک سیستم است و دارای انواع و اجزائی است و مهندسی فرهنگ به عنوان یک مهندسی سیستم باید انجام پذیرد....
10-فرهنگ یک جامعه، اساس هویت آن جامعه است....
11-جنگ نرم یعنى ایجاد تردید در دلها و ذهنهاى مردم...
12-یکى از ابزارها در جنگ نرم این است که مردم را در یک جامعه نسبت به یکدیگر بدبین کنند....
13-در جنگ روانى و آنچه که امروز به او جنگ نرم گفته میشود در دنیا، دشمن به سراغ سنگرهاى معنوى مىآید که آنها را منهدم کند...
14-مؤثرترین سلاح بینالمللى علیه دشمنان و مخالفین، سلاح تبلیغات است...
15-من برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنم اول: جنگ روانی، دوم جنگ اقتصادی و سوم: مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی....
ان شاءالله 15 تا راهکار دیگه ی آقا رو در پست های بعدی میذارم.
یا زهرا(س)
منم عمار همون بچه بسیجی ... زخاک فکه و فاو و دوئیجی ...
همون سینه زنی که میره هیئت ... کلاس عشق بازی با ولایت ...
همونی که شنیده این عمار ... دلش آتیش گرفته از غم یار ...
نوشته نامه ای از جان به جانان ... به نام حق تعالی رب منان ...
سلام مولای من سید علی جان ... سلام ای رهبرم ای قلب ایران ...
سلام ای قوت دلهای خسته ... بگو مولا دلت از چی شکسته ؟ ...
بگو آقا که دل ها بی قراره ... چشا رو گونه ها شبنم می کاره ...
بگو آقا فقط با یک اشاره ... که غصه دلامون رو کرده پاره ...
من عمار دارم خونه به خونه ... میگم از مکر شورای زمونه ...
از اون فتنه گران انتخابات ... که میدون آمدن با شال سادات ...
جسورانه دل رهبر شکستین ... خیال کردین که در کوفه نشستین ...
علی 70 میلیون یار داره ... هزاران مالک و عمار داره ...
چه سلمانها به دورش در طوافن ... چه شمشیر ها به اذنش در غلافن ...
فقط کافی ست تا با یک اشاره ... جهان کفر گردد پاره پاره ...
الا ای رهبرم لب تر کن ای دوست ... که جان من گره در پیچش موست ...
فدایی ات من عمار آقا ... هزاران در هزاران بار آقا ...
فقط کافی ست لب برگشایی ... بتازم یک تنه در هر شعاعی ...
چنان جنگم ز عشقت تا شهادت ... که صد لیلی برن بر تو حسادت ...



*شهید غفاری از شهدای درگیری با اشرار پژاکن.(یکی از همون شهیدایی که توپست قبلی مشاهده کردید)
*در ادامه ، چند تا عکس از شهید گذاشتم
*التماس دعا
یا زهرا(س)
از محافظ سید حسن نصر الله سوال کردند: چقدر سید حسن را دوست داری؟؟؟
گفت: آنقدر که امر کند الان بمیر؛ می میرم....
در سوال بعد پرسیدند چقدر امام خامنه ای را دوست داری؟؟؟
گفت: آنقدر که اگر امر کند سر سید حسن رو بیار؛ می برم!!!!
امام خامنه ای.1/1/1377
یا زهرا"س"[گل]

بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت دانشمند نخبهی جوان، شهیدمصطفی احمدی روشن، اندوه دیگری بر دل دوستداران دانش و متعهدان به پیشرفت جمهوری اسلامی نهاد. ما همگی شریك غم پدر و مادر و همسر و فرزند این جوان مظلوم و برجسته و سرافرازیم...
بقیه در ادامه ی مطلب